چگونه هیجانات خود را مدیریت کنیم؟

چگونه هیجانات خود را مدیریت کنیم؟

  • تا حالا فکر کردید چگونه هیجانات خود را مدیریت کنیم؟
  • در زمان خوشحالی شدید چه کار می‌کنید؟
  • یا زمانی که ناراحت هستید چگونه برخورد می‌کنید؟
  • اگر عصبانی باشید چه واکنشی از خود نشان می‌دهید؟
  • در زمان ذوق زدگی چطور؟
  • هیجانتان را بروز می‌دهید یا سرکوب می‌کنید؟
  • شما آن‌ها را مدیریت می‌کنید یا اجازه می‌دهید احساسات و هیجانات‌تان شما را مدیریت کنند؟
  • به نظر شما سرکوب کردن هیجان‌ها موثرتر است یا مدیریت کردن‌شان؟
  • اصلا در مورد هیجان‌ها چقدر می‌دانید؟؟؟

در این مقاله با تعریفی ساده هیجان را به شما معرفی می‌کنیم و راهکاری کاربردی برای مدیریت آن به شما پیشنهاد می‌دهیم

با ما همراه باشید ….

تعریف هیجان

هیجان در زبان فارسی کلمه ای است که بیشتر برای بیان احساسات و حالات پرشور و پرانرژی به کار می رود.

ولی از نظر روانشناختی بیان تمام حالات احساسی و روانی مثبت و منفی را در بر می گیرد.

از نظر ویلیام جیمز:

تغییرات جسمی و روانی است که مستقیماً به دنبال ادراک یک واقعیت تحریک کننده حاصل می شود.

هیجان‌ها پاسخ‌های نسبتا کلی و ساده‌ای هستند که بدن ما به محرک‌های بیرونی یا درونی نشان می‌دهد. این پاسخ‌ها معمولا آنی هستند و با تغییرات فیزیولوژیک و یک حالت عاطفی خوشایند و ناخوشایند مثل غم، شادی ، خشم، ترس، تعجب، بیزاری و… همراهند.

نظریات جدید معتقدند؛ هیجان‌ها از تعامل سه‌گانه تغییرات فیزیولوژیک، احساس و رفتار به وجود می‌آیند و پدیده‌هایی زیستی، روانی و رفتاری هستند.

مثلا زمانی را تصور کنید که از دیدن حیوانی ترسیده‌اید؛ بخش روانی هیجانی که تجربه می‌کنید احساسی است که دارید و برایتان ملموس است مثل احساس ترسی که از مواجه شدن با حیوان به شما دست داده است. هیجانی که در حال تجربه کردن آن هستید با تغییرات فیزیولوژیک و پاسخ‌هایی که بدن شما می‌دهد مثل بالا رفتن ضربان قلب، خشک شدن دهان، تغییر رنگ پوست و حالت چهره تکمیل‌تر می‌شود و این بعد زیستی هیجان شماست. در ادامه تجربه هیجان ترس شما برای نجات خود یا خلاصی از حالت عاطفی ناخوشایندی که تجربه می‌کنید رفتاری را بروز می‌دهید مثل فرار کردن، دفع کردن حیوان، فریاد کشیدن و درخواست کمک کردن که این بعد هم بعد رفتاری هیجان است.

کارکرد های هیجانات

 

 

  • به زندگی ما تحرک و روح می بخشد.
  • موجب همبستگی بیشتر ما و دیگران می شود.
  • هیجان ها منبع ارزشمندی از اطلاعات اند و در تصمیم گیری ها به ما کمک می کنند. 
  • پایه و اساس هنر و خلق آثار هنری است.
  • می تواند موجب تولید، یا اتلاف نیرو و انرژی شود.
  • این توانایی بالقوه را دارد که به اعمال کمک کننده یا آسیب زننده منجر شود.
  • هر چه احساسات و هیجانات را بیشتر بشناسیم بهتر می‌توانیم اطرافیانمان را درک کنیم.

 

مدیریت هیجانات (هوش هیجانی) چیست؟

 

 

مهارت مدیریت هیجانات فرد را قادر می سازد تا هیجان ها را در خود و دیگران تشخیص داده، نحوه ی تأثیر آن ها را بر رفتار بداند و بتواند واکنش مناسبی به هیجان های مختلف نشان دهد.

امروزه افراد را به میزانی که قادر باشند از هیجانات به نفع خود و روابطشان استفاده کنند دارای هوش هیجانی می دانند.

مهارت مدیریت هیجان‌ که یکی از مهارت‌ های زندگی است یعنی مدیریت آگاهانه، هوشیارانه و خلاقانه هیجان‌ها. برای اینکه بتوانیم هیجان‌ها را آگاهانه و خلاقانه مدیریت کنیم باید هیجان‌ها را به خوبی بشناسیم و از وجود آنها مطلع باشیم و از نقش و میزان تأثیر آنها هم آگاه باشیم. 

به عبارت ساده‌تر مهارت مدیریت هیجان‌ها به ما کمک می‌کند 

  • احساسات و هیجانات‌مان را بشناسیم.
  • پیش‌بینی کنیم که در هر موقعیتی چه هیجانی در ما ایجاد می‌شود.
  • پیش‌بینی کنیم شدت آن هیجان چقدر خواهد بود.
  • بدانیم هنگام تجربه هر هیجان چه واکنشی از خود نشان خواهیم داد.
  • بدانیم این رفتارها و واکنش‌ها چه تأثیری روی دیگران، هیجان‌ها و رفتارهایشان خواهد گذاشت.

و مهم‌تر از همه به ما می‌آموزد 

  • هیجان‌هایمان را بپذیریم؛ نه به این معنا که آنها را آزادانه ابراز کنیم. درواقع در مهارت مدیریت هیجان می‌آموزیم ما میزبان هیجان‌ها هستیم اما هیجان‌ها نمی‌توانند به هر شکل که دلشان خواست بروز پیدا کنند.
  • هیجان‌ها را مدیریت و کنترل کنیم. 
  • احساسات و هیجانات دیگران را بشناسیم.
  • برای احساسات دیگران ارزش قائل شویم.
  • واکنش‌ها و رفتارهای احتمالی آنها را پیش‌بینی کنیم. 
  • بهترین و مناسب‌ترین واکنش را در برابر آنها نشان دهیم. 
  • فضایی سرشار از حمایت و امنیت خاطر برای خود و اطرافیانمان فراهم کنیم. 
  • با روش‌های آرام‌سازی و تمدد اعصاب هیجانی مثل خشم، تنفر و انزجار را مدیریت کنیم. 

 

اهمیت مدیریت هیجانات (هوش هیجانی)

 

 

  • سلامت ذهنی و عاطفی
  • کاهش آشفتگی، استرس و ناکامی
  • ثبات و پختگی هیجانی
  • عملکرد بهتر درنتیجه کنترل فشار هیجانی
  • تعامل بهتر با دیگران و زندگی اجتماعی رضایت‌بخش
  • خود تنظیمی، خودکارآمدی و رضایت از خود
  • توانمندی (توانایی بهتر برای کنار آمدن با آنچه زندگی از شما طلب می‌کند)
  • آسایش و شادکامی

 

تجربه های خود از مدیریت و یا سرکوب هیجاناتتان را با ما در میان بگذارید. منتظر شنیدن تجربیات شما در بخش نظرات هستیم

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *